72داشته باشد، اما لازم نيست كه حاجى از لحاظ روحى و اخلاقى سرمايۀ كافى داشته باشد؟ پاسخ اين است كه استطاعت روحى و اخلاقى هم شرط است، اما با يك تفاوت و آن اينكه ساير استطاعتها شرط وجوب است و اما استطاعت روحى و اخلاقى شرط وجود است.
توضيح اينكه شرط وجوب يعنى شرطى كه تا پيدا نشود تكليفى در كار نيست، مثلاً رسيدن مال به حد نصاب شرط وجوب زكات است، تا مال به حد نصاب نرسد تكليفى نيست. اما شرط وجود يعنى شرطى كه تا آن شرط محقق نشود، عمل انسان صحيح يا قبول نيست. مثلاً پاكى لباس و بدن شرط نماز است، اما شرط وجود است، يعنى بدن و لباس بايد پاك باشد تا نماز درست باشد. همچنين حضور قلب شرط نماز است، يعنى بايد حضور قلب باشد تا نماز مقبول واقع شود و انسان را بالا ببرد و آثار خود را ببخشد. فرق اين دو نوع شرط اين است كه انسان مكلف نيست شرط وجوب را ايجاد كند، بلكه هر وقت موجود شد آن وقت انسان تكليف پيدا مىكند. مثلاً انسان مكلف نيست كه حتماً مال خود را به حد نصاب برساند كه زكات بدهد، ولى اگر به حد نصاب رسيد، زكات واجب مىشود، اما شرط وجود شرطى است كه الزاماً بايد آن را ايجاد كرد، مثلاً الزاماً بايد حضور قلب وجود داشته باشد تا نماز مورد قبول واقع شود و اثر واقعى خود را ببخشد.
پس شرط وجود از شرط وجوب مهمتر است. استطاعت اخلاقى و روحى شرط وجود است، يعنى تنها در صورت آمادگى روحى و اخلاقى است كه انسان از مزاياى بىپايان روحى و اجتماعى بهرهمند مىشود و اگر انسان اين آمادگى را نداشته باشد «محنت باديه خريده به سيم» حالا چه دليلى داريم كه استطاعت روحى، شرط وجود يعنى شرط مقبوليت و مفيد بودن حج است؟ براى نمونه يك روايت را ذكر مىكنيم:
شيخ صدوق روايت كرده كه امام باقر عليه السلام فرمود:
«مٰا يُعبَأ بِمَن يَؤمَُّ هذَا البَيت اذا لَم يَكن فيه ثَلاثُ خِصٰالٍ: حِلمٌ يَملِكُ بِهِ غَضَبَه، خُلقٌ يُخالِقُ به مَن صَحِبه وَ وَرَعٌ يحجُزُه عَن مَعاصِى اللّٰهِ»
كسى كه به قصد حج به خانۀ كعبه مىآيد، مورد عنايت واقع نمىشود، مگر آن كه در او سه خصلت وجود داشته باشد: داراى نيروى حلم و بردبارى باشد كه بتواند جلو خشم خود را - كه خواه ناخواه موجبات آن در سفر پيش مىآيد - بگيرد، اخلاق مناسبى براى معاشرت با همسفران داشته باشد و پارسايى داشته باشد كه جلوى او را از گناهان بگيرد. 1