55افراد را در يك جمع واحد دعوت مىكنند و مىخواهند همه را در يك لباس حاضر كنند، آقايان با فلان لباس و خانمها با فلان لباس، خدا مردم را دعوت كرده با يك لباس رسمى به حضور بيايند. آن، سادهترين و بىرنگ و شكلترين آنها را انتخاب كرده است... اسلام با اين وسيله شكل يكرنگى و وحدت ايجاد مىكند. 1كلام آخر: احرام را آغاز نماز بزرگى نيز ناميدهاند، مگر نه اين است كه نمازهاى واجب هر روز خود را با تكبيرة الاحرام آغاز مىكنيم. آيا هرگز از خود پرسيدهايم، چرا به آن «اللّٰه اكبر»ى كه نماز را با آن آغاز مىكنيم تكبيرةالاحرام مىگويند و آيا شباهتى ميان آن «احرام» و اين «احرام» وجود دارد ؟ پاسخ اين است كه:
1 - ما با گفتن تكبيرةالاحرام در نماز، قدم به آستانۀ نماز مىگذاريم و به يك معنى در آنجا هم محرم مىشويم. در طول نماز كارهايى را بر خود حرام مىكنيم، چيزى نمىخوريم، روى از قبله برنمىگردانيم، با صداى بلند خنده نمىكنيم، حرفى غير از آنچه در نماز مىتوان گفت بر زبان نمىآوريم، قسمتهايى از بدن را مىپوشانيم و اين حرمتها را تا پايان نماز حفظ مىكنيم و اين حريم را نمىشكنيم، اينجا هم همينطور است، ما با «احرام» حج نيز مانند احرام نماز كارهايى را بر خود حرام مىسازيم، با اين تفاوت كه محدودۀ زمانى نماز چند دقيقه است و محدودۀ زمانى حج چند روز است.
2 - در نماز در جايى دور از كعبه و رو به كعبه ايستادهايم و در حج در كنار كعبه و در حال جنب و جوش و حركت و جابجايى و خواب و بيدارى هستيم و اين دوّمى به زندگى واقعى و عينى ما نزديكتر است تا اولى ... .
3 - ما در اينجا هم مثل نماز كه با نيت و تكبير آغاز و اعلام مىكنيم، نيت مىكنيم و لبيك مىگوييم، و به دعوت خداوند خانه، كه ما را به خانۀ خويش ميهمان كرده و فراخوانده پاسخ مثبت مىدهيم و مانند كبوترهايى كه با بالهاى خسته، از راه دور به ايوان و بر بام صاحبخانۀ خود رسيده باشد، زير لب «تلبيه» مىخوانيم و سرود بندگى و دوستى و عشق سر مىدهيم و با كندن جامههاى چركآلود گناه و معصيت و شكستن آينههاى خودبينى، اشك مىريزيم و رو به جانب كعبه، به راه مىافتيم و به هر فراز و نشيبى كه مىرسيم، عاشقانه و عارفانه با آوازى حزين زمزمه مىكنيم، «لبيك، اللهم لبيك، لبيك...» 2.