51عموهايش؛ يعنى فرزندان عبدالدّار از سوى ديگر اختلاف درگرفت و اين مقدمۀ نزاعهاى خونين ميان قبايل قريش گرديد، كه پس از داورى داوران، سقايت حاج به هاشم سپرده شد.
«اُميّه»، فرزند «عبد شمس» به عموى خود «هاشم» حسد ورزيد و با او مخالفت كرد. لذا از عموى خود خواست پيش كاهن بروند و هر يك مورد تاييد قرار گرفتند زمام امور را به دست گيرند و شرط كردند كه هر كدام محكوم شد، اولاً صد شتر در روزهاى حج قربانى كند و ثانيا فرد محكوم ده سال از مكه بيرون رود.
از قضا هاشم مورد تأييد كاهن قرار گرفت و اميّه مجبور شد از مكه بيرون رود، لذا به شام رفت.
آثار حسادت او در فرزندانش نيز ظاهر شد و بر همين اساس بنى اميه در شام نفوذ داشتند.
هاشم در يثرب با زنى از قبيلۀ خزرج ازدواج كرد ؛ يكى از شرايط ازدواج اين بود كه هنگام وضع حمل بايد در ميان خويشان خود باشد. لذا هنگام زايمان، هاشم او را به يثرب آورد و پسرى از او به دنيا آمد كه نامش را «شيبة الحمد» نهادند.
چون هاشم از دنيا رفت برادرش «مطّلب» سرپرستى برادرزادهاش را برعهده گرفت و او را از يثرب همراه خود به مكه آورد، مردم مكه خيال مىكردند او غلام مطّلب است، لذا او را عبدالمطّلب ناميدند.
عبد المطلب جدّ اول پيامبر صلى الله عليه و آله
وى پس از فوت پدرش به سرورى قريش رسيد، عبدالمطلب در قريش از عظمت ويژهاى برخوردار بود، به طورى كه تا آن زمان كسى به پايۀ او نرسيده بود.
بيشتر سنتهاى نيكوى او مثل وفاى به نذر، پرداخت خمس، قطع دست دزد، حرمت ازدواج با محارم، نهى از زنده به گور كردن دختران و... به امضاى اسلام رسيد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند عبدالمطّلب را روز قيامت در سيماى پيامبران و هيبت پادشاهان محشور مىكند. عبدالمطلب داراى فرزندانى شد كه معروفترين آنها عبارتند از: عبداللّٰه، ابوطالب، عباس، حمزه، ابولهب و حارث 1.