419با توجه به آيۀ «فىء» 1 سورۀ حشر، اين زمين مخصوص پيامبر گرامى اسلام بود و مىتوانست در مورد خودش يا مصارف ديگرى كه در آيۀ 7 اشاره شده، مصرف كند. 2 لذا پيامبر آن را به دخترش فاطمه عليها سلام اللّٰه بخشيد و اين سخنى است كه بسيارى از مورخان و مفسران شيعه و اهل سنت به آن تصريح كردهاند از جمله در «تفسير دُرالمنثور» از ابن عباس نقل شده، هنگامى كه آيۀ «وَ آتِ ذَا الْقُرْبىٰ حَقَّهُ » 3؛ و حق خويشاوندان را بپرداز. نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله فدك را به فاطمه بخشيد. 4و در كتاب كنزالعمال كه در حاشيۀ مسند احمد آمده و در مسألۀ صلۀ رحم از «ابوسعيد خدرى» نقل شده، هنگامى كه آيۀ فوق نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه عليه السلام را خواست و فرمود:
«يٰا فٰاطِمَة لَكَ فَدَك؛ اى فاطمه، فدك از آن تواست.»
همچنين محققان ديگرى از جمله ابن ابى الحديد نيز در شرح نهج البلاغه داستان فدك را به طور مشروح ذكر كردهاند.
ولى بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله كسانى كه وجود اين قدرت اقتصادى را در دست همسر على عليه السلام مزاحم قدرت سياسى خود مىديدند و تصميم داشتند ياران على عليه السلام را از همه نظر منزوى كنند، به بهانۀ حديث مجعول «نَحْنُ مَعٰاشِرَ الْاَنْبياء لاٰنُوَرِّث» ؛ ما گروه پيامبران، ارث بجا نمىگذاريم. آن را مصادره كردند، و با اينكه فاطمه عليها السلام رسماً متصرف آن بود و كسى از «ذواليد» مطالبۀ شاهد و بينّه نمىكند، از او شاهد خواستند. حضرت فاطمه عليها السلام نيز اقامۀ شهود كرد، كه پيغمبر صلى الله عليه و آله شخصا فدك را به او بخشيده اما با اين همه اعتنا نكردند. در دورانهاى بعد هر يك از خلفا كه مىخواستند تمايلى به اهل بيت نشان دهند، فدك را به آنها باز مىگرداندند، اما چيزى نمى گذشت كه ديگرى آن را مجدداً مصادره مىكرد، و اين عمل بارها در زمان خلفاى «بنى اميه» و «بنى عباس» تكرار شد.
داستان فدك و حوادث گوناگونى كه در رابطه با آن در صدر اسلام و در دورانهاى بعد روى داد از دردناكترين و غمانگيزترين و در عين حال عبرت انگيزترين فرازهاى تاريخ اسلام است.
قابل توجه اينكه محدث اهل سنت؛ مسلم بن حجاج بن نيشابورى دركتاب معروفش «صحيح