35«السَّلام عليك يا ابا ابراهيم» من هم نام جدّم ابراهيم را براى وى انتخاب كردم. پس از تولد ابراهيم هر يك از همسران انصار درخواست نمودند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وظيفۀ پرستارى و شيردادن به ابراهيم را به وى محول نمايد و در اين مورد بر همديگر سبقت مىجستند، بالأخره اين افتخار نصيب بانويى به نام «امّ برده»، همسر ابوسيف گرديد. خانۀ ابوسيف كه شغل آهنگرى داشت، در همان محلۀ بنى مازن و در نزديكى مشربۀ امّ ابراهيم قرار گرفته بود و «ام برده»، ابراهيم را نزد ماريه در مشربه و به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله در مدينه مىبرد و پس از ديدار به خانه اش بر مىگرداند و گاهى رسول خدا شخصاً براى ديدن فرزندش به خانۀ امّ برده مىرفت.
«انس بن مالك» خدمتگزار رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگويد: من نسبت به فرزند، مهربان تر از رسول خدا كسى را نديدهام.
ابراهيم مريض شد و در روز سهشنبه يازدهم ربيع الاول سال دهم هجرى كه هيجده ماهه و بنابر قولى شانزده ماهه بود، از دار دنيا رفت. 1در منابع حديثى متعدد نقل شده است در دقائق آخر عمر وى، آنگاه كه در حال جان دادن بود، رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار بسترش نشسته بود و در حالى كه اشك از چشمش جارى بود چنين فرمود:
«تَدمَعُ العينُ و يَحزَنُ القلبُ و لاٰ نَقولُ الاّٰ مٰا يَرضى الرَبُّ و إنّا بكَ يٰا ابراهيم لَمَحزونون» 2؛ قلبمان اندوهناك و چشممان گريان مىشود و چيزى به جز رضاى حق نمىگوييم، اى ابراهيم! اينك در فراقت شديداً اندوهناكيم. مشهور آن است كه مراسم غسل ابراهيم به وسيله فضل بن عباس انجام گرفت و رسول خدا صلى الله عليه و آله و عمويش عباس در گوشهاى نشسته، براى مراسم نظاره مىكردند. 3پس از مرگ ابراهيم كه در محلّۀ بنى مازن در خارج مدينه به وقوع پيوست، به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردند: «اين نُدفنُهُ» ؟ در كجا به خاكش بسپاريم؟ آن حضرت فرمود: «اَلْحِقوُهُ بِسَلَفِنٰا الصَّالِح عُثمانِ بْنِ مَظْعُون» 4، او را به سلف صالح ما عثمان بن مظعون ملحق كنيد، طبق اين دستور پيكر طفل شأنزده ماهه براى خاكسپارى به بقيع منتقل گرديد.