339محاصره داشته است. در كنار شعب ابىطالب، شعب عامر بوده كه هنوز نيز به همين نام از آن ياد مىشود و در حال حاضر شعب ابىطالب به نام شعب على عليه السلام شهرت دارد. 1محاصرۀ اقتصادى
سران قريش، از نفوذ و پيشرفت حيرتانگيز آيين «يكتاپرستى»، سخت ناراحت بودند و در فكر چاره و راهحلى بودند. اسلام آوردن امثال «حمزه» و تمايل جوانان روشندل «قريش» و آزادى عملى كه در كشور «حبشه» نصيب مسلمان شده بود، بر حيرت و سرگردانى قريش افزوده بود، و از اين كه از نقشههاى خود بهرهاى نمىبردند، سخت متأثر بودند، از اين جهت به فكر نقشه ديگرى افتاده و خواستند به وسيلۀ «محاصرۀ اقتصادى» كه نتيجۀ آن بريدن رگهاى حياتى مسلمانان بود، از نفوذ و نشر اسلام بكاهند و پايهگذار و هواداران آيين خداپرستى را در ميان اين حصار خفه سازند.
بنابراين، عهدنامهاى را به خط «منصور بن عكرمه» و امضاى هيئت عالى قريش، تنظيم نموده كه تا دم مرگ طبق موارد زير رفتار كنند:
1 - همهگونه خريد و فروش با هواداران «محمّد» تحريم مىشود.
2 - ارتباط و معاشرت با آنان اكيدا ممنوع مىگردد.
3 - كسى حق ندارد با مسلمانان ارتباط زناشويى برقرار كند.
4 - در تمام پيش آمدها بايد از مخالفان «محمّد» طرفدارى كرد.
متن پيمان با مواد ياد شده به امضاء تمام متنفّذان «قريش» جز «مُطعِم بن عدى» رسيد و با شدت هر چه تمامتر به مورد اجراء گذارده شد.
يگانه حامى پيامبر، «ابوطالب» از عموم خويشاوندان «فرزندان هاشم و مطلب» دعوتى به عمل آورد و يارى پيامبر را بر دوش آنان گذارد. همچنين براى جلوگيرى از حملۀ ناگهانى «قريش» در نقاط مرتفع افرادى را براى ديدبانى گماشت تا آنها را از هرگونه پيش آمد، با خبر سازند. اين محاصره سه سال طول كشيد، فشار و سختگيرى به حد عجيبى رسيد. نالۀ جگر خراش فرزندان بنىهاشم به گوش سنگدلان مكه مىرسد، ولى در دل آنها چندان تأثيرى نمىكرد. جوانان و مردان، با خوردن يك دانه خرما در شبانه روز زندگى مىكردند. گاهى يك دانه خرما را دو نيم مىكردند. در تمام اين سه سال، فقط در ماههاى حرام (كه امنيت كامل در سرتا سر شبه جزيره حكم فرما بود) بنىهاشم از شعب بيرون آمده و به داد و ستد مختصرى اشتغال مىورزيدند، سپس به داخل درّه رهسپار مىشدند.