314
حرف «س»
ساره
«ساره» 1، زوجۀ ابراهيم خليل و دختر هادان بن باخرو و به نقلى دختر «احج» از پيامبران غير مرسل است. وى يكى از دو همسر حضرت ابراهيم و مادر اسحاق و به واسطه يا بىواسطه عموزادۀ ابراهيم بوده است. هنگامى كه نمرود از كار ابراهيم عاجز ماند از او خواست كه خاك بابل راترك گويد.
ابراهيم، ساره را نيز از آن جا بيرون برد و ابتدا به حرّان شام رفت و در آن سرزمين ساره را به عقد خويش درآورد. از آنجا به مؤتفكات فلسطين و بعد به مصر وارد شد و ساره را خواهر خويش معرفى كرد، ملك مصر چون چشمش به ساره افتاد، فريفتۀ جمالش گرديد و دست به سوى او دراز كرد، دستش خشك شد، دانست كه آن به دعاى ابراهيم است، توبه نمود و كنيزى به نام هاجر به وى هديه كرد و آنان را نوازش نمود.
ابراهيم به فلسطين بازگشت و در موضعى به نام «قط» اقامت گزيد و چون ساره عقيم بود، هاجر را به ابراهيم بخشيد و اسماعيل از هاجر متولد شد، ساره را رشك آمد و به ابراهيم گفت: وى را از نزد من بيرون بر. (اين امر بهانه بود كه خداوند مىخواست خانۀ خود را به وسيلۀ ابراهيم و فرزندش نوسازى كند، مانند بيرون شدن آدم از بهشت و آغاز نسل بشر) پس ابراهيم، هاجر و اسماعيل را به مكه برد. چندى بعد به قدرت خدا ساره به اسحاق باردار شد و در 90 سالگى اسحاق را بزاد. ساره در سن 127 سالگى در «حبرون» (خليل) از دنيا رفت. از امام صادق عليه السلام روايت شده كه ابراهيم از بدخلقى ساره نزد خدا شكوه نمود، وحى آمد كه زن به دندۀ كج مىماند، اگر راستش كنى بشكند و اگر آن را به حال خود رها كنى از آن بهرهبرى، براين اخلاق شكيبا باش 2.