255آفرين، آفرين، دو خوى پسنديده و دو خصلت شايسته، يكى سعادت و خوش بختى و ديگرى حلم و بردبارى. 1در روايتى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه حضرت فرمود: جبرئيل به من پيغام آورد كه خداى تعالى مىفرمايد: حرام كردم آتش را به صلبى كه تو از او فرود شدى كه عبدالمطلب و عبداللّٰه بوده، و به رحمى كه تو را حمل كرده باشد و به دامانى كه تو را كفالت كرده باشد، يعنى ابوطالب و پستانى كه تو را شير داده، يعنى حليمۀ سعديه 2.
حليمه بعد از تزويج خديجه عليها السلام با رسول خدا صلى الله عليه و آله به مكه آمد و از قحطى شكايت كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله وضعيت او را به خديجه توضيح داد، خديجه يك شتر و چهل گوسفند به حليمه داد. 3«نايب الصدر شيرازى» در سفرنامهاش آورده است: در محاذات قبۀ عثمان، قبهاى است كه بر سر درش اين جمله نوشته شده: «هذه قبّة حضرة حليمه السعدية رضى اللّٰه عنها». 4ريچارد بورتون از جهانگردان غربى كه در سال 1853ميلادى 1276ه . ق بقيع را ديده است، مىگويد: سومين جايى كه مشاهده كرديم بقعهاى است كه بر روى قبر حليمۀ سعديه بنا شده است. 5گرامى داشت خاطرۀ مادر رضاعى از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله
در بسيارى از تواريخ آمده است كه بعد از جنگ حنين گروه زيادى از طائفۀ بنى سعد و قبيلۀ «حليمۀ سعديه» به اسارت در آمدند، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله شيما را در ميان اسيران ديد، به ياد محبتهاى او و مادرش در دوران شيرخوارگى خود افتاد، برخاست و عباى خود را بر زمين گسترانيد و شيما را روى آن نشاند و با مهربانى از او احوال پرسى كرد و فرمود: تو همان هستى كه در روزگار شيرخوارگى به من محبت كردى (مادرت نيز محبت كرد) اين در حالى بود كه شصت سال از آن تاريخ مىگذشت، شيما از پيامبر صلى الله عليه و آله تقاضا كرد: اسيران طايفه اش را آزاد سازد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من سهم خود را مىبخشم، هنگامى كه مسلمانان از ماجرا آگاه شدند، آنها نيز به پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله سهم خود را بخشيدند و در نتيجه همۀ اسيران آن طايفه آزاد شدند، به اين ترتيب به خاطر خدمات حليمه سعديه به پيامبر، گروه زيادى آزادى خود را باز يافتند. 6