236خليل عليه السلام كه آن جايگاه ابليس پيش وى آمده است تا وى را در شُبهتى افكند، سنگ دروى انداخته است، پس اگر در خاطر تو آيد كه شيطان وى را پيدا آمد و مرا نيامد، بيهوده سنگ چرا اندازم؟ بدان، كه اين خاطر تو را از شيطان پيدا آمده است، سنگ بينداز تا پشت وى را بشكنى كه پشت وى بدان شكسته شود، كه تو بندهاى فرمانبردار باشى و هر چه تو را گويند چنان كنى و تصرف خويش در باقى كنى و به حقيقت بدان كه بدين انداختن سنگ، شيطان را مقهور كنى 1.
17
أ
حُجُون
«حجون» با ضم حاء و جيم كه امروزه آن را حجول با تبديل نون به لام، كه هر دو قريب المخرج هستند تلفظ مىكنند. 2حجون نام كوهى است كنار مكه و قبرستان مكه در آنجا است. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود: عدهاى (آن چنان در مخالفت با من اصرار مىورزند كه) اگر به آنها بگويم به حجون نرويد، به آنجا خواهند رفت، گرچه كارى در آنجا نداشته باشند.
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه چون ابوطالب وفات كرد، جبرئيل بر پيغمبر صلى الله عليه و آله نازل شد و به وى گفت: از مكه بيرون رو كه ديگر در اينجا يار و مدد كارى ندارى و جمعيت قريش به قتل تو هماهنگ شدهاند، پس حضرت از مكه خارج شد و به كوه حجون در حوالى مكه پناه برد. 3جغرافىدانان پيشين احتمالاً به سبب دورى از مكه در تعيين محدودۀ حجون تعمق نكردهاند، و هر يك از آنان كه حجون را ديده، چون زائرى بيگانه به آن نگريسته است.
حال مشاهدات چنين كسى اگر راهنما و بلدى از همان محل با او نباشد چه ارزشى دارد؟ هنگامى كه استاد رشدى مُلحّس به تصحيح انتقادى كتاب اخبار مكه - تأليف ازرقى - همّت كرد، پنداشت كه دو حجون وجود دارد؛ يكى جاهلى و ديگرى متعلق به دوران اسلامى، ليكن اين تصور نادرست است و