158احرام حرمت مضاعفى دارد «جدال» است، گرچه معروف در ميان فقها اين است كه منظور از جدال گفتن «بلى واللّٰه» يا گفتن «لاواللّٰه» است (اولى را براى اثبات مطلبى و دوّمى را براى نفى مطلبى مىگويند).... ولى بعيد نيست كه واژۀ جدال هر نوع مجادله و ستيزهجويى را در برگيرد و به هر حال منع از جدال در حال احرام نشان مىدهد كه اين كار با اين عبادت بسيار مهم روحانى سازگار نيست و انسان را شديداً از خدا دور مىكند.
به كاربردن جملۀ خبريه در آيۀ بالا كه مىگويد: جدال در حج وجود ندارد، بيانگر تأكيد بيشترى در اين موضوع است، گويى مىفرمايد: اين عمل با روح حج ابداً سازگار نيست. 1مرحوم شيخ طوسى در اين زمينه مىفرمايد:
«وَ يَحْرُمُ ايضَاً عَليهِ الفِسقُ، وَ هُوَ الكِذْبُ، وَالجِدٰالُ، وَ هُوَ قَولُ الرَّجلِ: لاٰ وَاللّٰه وَ بَلىٰ وَاللّٰهِ». 2
مرحوم شيخ مفيد در كتاب خود ضمن برشمردن برخى از محرمات احرام مىنويسد: و محرم بايد از جدال بپرهيزد، كه عبارت است از قول شخص كه سوگند ياد مىكند «واللّٰه ما كان كذا» (به خدا سوگند چنين چيزى نبود و يا آن كار انجام نگرفت) و «واللّٰه ليكونن كذا» (سوگند به خدا آن واقعه انجام پذيرفت و يا آن چيز قطعاً وجود داشت).
نظريۀ فقهى
حضرت امام مىفرمايد: در هر لغت و زبان و صيغه و شكلى كه مرادف «لاواللّٰه» و «بلى واللّٰه» باشد و سوگند دهنده و يا سوگند خورنده در مقام اثبات و يا نفى چيزى باشد، از مصاديق «جدال» شمرده و از محرمات احرام دانسته مىشود. بنابراين ساير «اسماء اللّٰه» چون «رحمان»، «رحيم»، «خالق السماوات» را به لفظ جلاله، «واللّٰه» يا «باللّٰه» و يا «تاللّٰه» ملحق نموده 3 و آخر الامر اين چنين فتوا مىدهند: سوگند به غير «اللّٰه» از ديگر مقدسات، داخل در مفهوم جدال نيست. بنابراين از تروك و محرمات احرام به شمار نمىآيد، و در مسألۀ 27 باب «تروك الاحرام» به طور صريح فتوى مىدهند:
در مقام ضرورت و براى اثبات حق، و يا ابطال باطلى، هرگونه سوگند ولو سوگندى كه از مصاديق «جدال» و با لفظ جلاله باشد، جايز است.
بنابراين در حج بايد از گفتگوهاى بىنتيجه، و بحثها و كشمكشهاى بيهوده پاك باشد، زيرا محيطى است كه روح انسان بايد از آن نيرو بگيرد و يكباره از جهان ماده جدا شود و به عالم ماوراى ماده راه يابد.