58«از مرمّتهايى كه در ستونهاى درون كعبه صورت گرفت، مىتوان اصلاحاتى را كه در سال 1332 هجرى اتفاق افتاد، نام برد.
در اين سال قسمت پايين ستونهاى درون كعبه معظمه، كه سقف كعبه بر آن تكيه كرده است، شكاف و تركهايى ديده شد كه اين وضع در نتيجۀ شستشوى درون كعبه و نيز ورود سيلها به داخل آن بود؛ زيرا اين سه ستون از دوران خلافت عبداللّٰه بن زبير بن عوام تاكنون بيادگار مانده است.
رييس پردهداران، مرحوم شيخ محمد صالح شيبى، امير مكه را، كه در آن زمان شريف «حسين بن على» بود، از اين موضوع آگاه ساخت. پس شريف حسين ياد شده، در پگاه روز دوشنبه مطابق با سيزدهم ربيع الأول از سال ياد شده، در كعبه حاضر گرديد.
شيخ محمد صالح شيبى و جانشين او شيخ عبدالقادر بن على شيبى و بعضى پردهداران، در كعبه از او استقبال نمودند. سپس تعدادى از نجارهاى متخصص را حاضر نمود و من مؤلف اين كتاب نيز جزو افرادى بودم كه به همراه رييس پردهداران به درون كعبه مشرف گرديدم. نتيجه بررسى بر اين گرديد كه تعدادى چوب قوى و نيرومند پيرامون بن هر يك از ستونهاى سهگانه به صورت عمودى قرار داده شده و با دقت كامل به وسيلۀ ميخ بر ستونها اتصال داده شود. پس اين كار صورت پذيرفت كه تاكنون نيز به همين صورت باقى مانده است.»
البته منظور نويسنده «كه تاكنون نيز به همين صورت باقى مانده است» تا سال 1354 هجرى به هنگام چاپ كتاب خويش بوده است.
خداوند - عزّ و جلّ - به ما نيز توفيق داد كه در روز دوشنبه هشتم رجب سال 1376 خورشيدى به درون كعبه مشرّف شديم. به سه ستون چوبى موجود در كعبه معظمه از دوران عبداللّٰه بن زبير نظر انداختم؛ ستونهاى ياد شده را از چوبى نيكو و قوى يافتم كه به چنين چوبهايى كمتر مىتوان دست يافت و اگر بگويم: نمىتوان همانند آن را در دوران خود يافت، سخنى به گزاف نگفتهام. اين ستونها به رنگ قهوهاى، اندكى متمايل به سياه به نظر مىرسيد؛ چرا كه در درون كعبه قرار دارند و نور خورشيد بدانها نفوذ نمىكند.آثار قدمت و كهنسالى بر اين ستونها ظاهر بود. به نظر مىرسد چوب آن از آبنوس و يا ساج