300حاجيانِ كشور خود، به سوى مكه مىآمد و هداياى حرمين شريفين را با خود به اين ديار حمل مىكرد.
در تاريخ سودان نوشتۀ نعوم بك شقير، به هنگام سخن در مورد «دار فور» تحت عنوان «صرّة الحرمين» اين گونه آمده است:
«سلطنت غوريان به صورت مستقل از ساير دولتهاى روى زمين حكومت مىكرد و هيچگاه به كسى جز به حرمين شريفين جزيه پرداخت نمىكرد. اينان همه ساله در هيأت كاروان محمل، به همراه كالا و نقدينۀ خود، ابتدا به سوى مصر مىآمدند در حالى كه پرِ پرندگان و صمغ و ساير خيرات كشورشان را به همراه مىآوردند و در مصر به فروش مىرساندند سپس نقدينۀ اين فروش كه پشتوانۀ مالى محمل آنان به شمار مىآمد، به همراه ساير حجاج از مصر به صورت كاروان به سوى حرمين شريفين به حركت در مىآمدند.»
محمل «شجرةالّدر» در پيشاپيش اين كاروان حركت كرده و هداياى خانۀ خدا را در كجاوهاى كه مزيّن به زيباترين تزيينها گرديده بود، حمل مىكرد. كمكم عنايت و توجه بيشترى به آن شد به طورىكه خَدَم وحَشَم فراوانى دراطراف آن قرار مىدادند.
اين وضعيت بدانجا رسيد كه در نزد پادشاه مصر اين كاروان سنتى به شمار آمد؛ به طورىكه تزيين و آرايش آن، از سالى به سال ديگر افزايش مىيافت تا آنجاكه سنگينى پرده محمل به مقدارى رسيد كه شتر حامل محمل نمىتوانست غير از آن را برخود حمل نمايد. (پردۀ محمل كنونى به همراه چهار چوب آن، حدود 14 قنطار 1 است) بنابراين از اين پس هدايايى كه ارسال مىگرديد در صندوقهايى قرار داده مىشد و بر ساير شتران كاروان حمل مىگرديد.
غازى در «درر الفرائد المنظمه» در اين مورد آورده است:
در سال 720 هجرى، به هنگام وقوف در عرفات، جمعيت عظيمى از تمام كشورها وجود داشت. به همراه حاجيان عراقى، محملى بود كه بر آن پوششى از جواهر و لؤلؤ و طلا به ارزش دويست و پنجاه هزار دينار طلاى مصرى قرار گرفته بود. اين گفته به نقل از