34
دست در دست نهانى مانده است
او درون، تن را برون بنشانده است
گر بخواهد بر عدو مارى شود
ور بخواهد، بر ولى، يارى شود 1
نكته قابل توجه اينكه، قرآن كريم نيز دل را مركز وجود آدمى مىداند. به عنوان مثال اين كتاب آسمانى، قلب پيامبر(ص) را محل نزول وحى بيان فرموده است:
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ* عَلىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ (شعراء: 193و194)
جبرئيل آن را بر قلب تو فرود آورد تا (مردم) را از عقاب خدا بترسانى.
از آنجا كه قلب به خدا اختصاص دارد، دريافت و ابلاغ وحى در آن خالص خواهد بود و با اغراض شخصى پيامبر خدا(ص) آميخته نخواهد گشت. اگرچه پيامبر(ص) خود ولى خداست، يعنى ظرف پاكى است براى دريافت افاضات الهى. اين سخن خداوند هم كه در قرآن مىفرمايد:
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنٰا بَعْضَ الْأَقٰاوِيلِ* لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْيَمِينِ* ثُمَّ لَقَطَعْنٰا مِنْهُ الْوَتِينَ (حاقه: 4644)
اگر (رسول ما) بىجهت سخنانى به ما مىبست، مسلماً او را به دست راست مىگرفتيم و رگ حياتش (قلبش) را قطع مىكرديم.
از روى تأكيد بر عصمت پيامبر(ص) و ضمانت خالص بودن وحى است. مطلبى كه مولوى نيز در اشعار خود اشاره زيبايى به آن كرده است؛
پس بدان كآب مبارك زآسمان
وحى دلها باشد و صدق بيان
ما چو آن كرّه هم آب جو خوريم
سوى آن وسواس طاعن ننگريم