175درماندگان رحم كن.
«يا راحم من لاراحم له يا صاحب من لا صاحب له».
اى خداى مهربان! چقدر دوست دارم با تو حرف بزنم، آن هم در جايى كه فقط تو حرفهايم را بشنوى، و شايد جرأت گفتن آن را به كسى ندارم، چه اگر بشنوند چوب ملامت بر سرم مىكوبند. امّا با تو راحت سخن مىگويم. سخن از دردهاى پنهان، سخن از آرزوهاى سركوب شده. سخن از جفاى روزگار. سخن از غربت و تنهايى. اصلاً اى خداى بزرگ تو مرا به سخن مىآورى، آنجا كه به رسول بزرگوارت فرمودى:
إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ (بقره: 186)
هرگاه بندگانم از من پرسيدند، بگو: به آنها خيلى نزديكم و هر چه از من بخواهند، اجابت مىكنم.
خداوندا! تو اجابت را بر تقاضاى بندگانت مقدم داشتى، و اين شوق خواستن را در ما شعله ور ساخته و توقع اجابت را بالا برده است. يعنى دعا و اجابت هر دو از توست. آنچنان كه مىدهى، مىخواهى، در واقع خواستن ما بهانه و عطاى تو مستدام است.
بارالها! هرگاه با تو مىنشينم و تو را مىخوانم، احساس آرامش و سبكبالى مىكنم. گويى مرغ جانم قفس تن را شكسته و به سوى تو پرواز مىكند. و جز بلنداى انس تو آشيانى نمىشناسد. آرزو دارم كه اين لذّت حضور سرمدى باشد و نشاط با تو بودن از من گرفته نشود. همۀ اعضا و جوارحم تو را بخوانند و به ياد تو آباد باشند. « وَ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَه