162كوچ آماده كردهاند، و زاد و توشۀ آنها شوق لقاى تو است و آنگونه از خانۀ تاريك نفس و دنيا گذشتهاند كه گويى به سوى مرگ و قيامت مىروند، و گرماى صحراى محشر را احساس مىكنند. هواى غير تو را از سر نهادهاند و عاشقانه به سوى تو شتاب گرفتهاند. با همه چيز دنيا وداع ابدى كردهاند و به كمال انقطاع نايل آمدهاند. در هر چيزى نشان از تو مىبينند و از مشتاقىِ ديدار بال گشوده، پرندهتر از پرنده به سويت پركشيدهاند. غلبۀ شوق كعبۀ ديدار خواب و خور را از آنان ستانده است و به رمز و راز « لبيك اللهم لبيك... » واقف شدهاند. از سراپردۀ دل پيام تو را شنيدهاند و در حلاوت حضور مستغرقند. در اوج شادمانى از خود به در شده و در مقام قرب تو دنيا و عقبى را از سر گذراندهاند و آرامش دل را در تمناى وصالت از كف نهادهاند.
معبودا! اكنون كه اين بنده آلوده، به حريم امن تو پا نهاده است، نسيم وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً روح و جانش را نوازش مىدهد. لذّت حضور در اين فضاى روحانى هر احساسى را از او گرفته و جلوه انوارِ قدسى كعبه چشمانش را خيره كرده است. گويى اى مهربان با هزاران جلوه به پيشوازم آمدى، تا ورودم را به ساحت منزل خويش تهنيت گويى.
الهى! اكنون كه اين توفيق بزرگ را عطايم كردى و فرصت زيارت خانهات را نصيبم نمودى، از تو مىخواهم قبل از هر چيز زمينۀ درك اين سفر روحانى را در من به وجود آورى و بر شوق تمنايم بيفزايى. همۀ اعضا و جوارحم را به اشتغال نام و يادت مشتمل نمايى و مرا در دريافت فيوضاتت چون گدايى كوشا قرار دهى تا در اين ايّام شريف همه توانم را