46
يا جواداً لا يبخل
اگر مرگ اين روزها به سراغم آيد،
و كولهام از عمل خالى باشد،
در واپسين لحظات عمرم باحسرت و اشك فقط با تو يك نجوى دارم.
خدايا، زبان به اعتراف مىگشايم كه زشتم.
خدايا، اذعان مىكنم كه قاصر و مقصرم.
خدايا، تسليم تقدير پاداش توام.
تسليم فرمان و حكم ربوبى توام.
قضاى مجازاتيم اگر چه دوزخ باشد، حقِ با توست.
به التماسم اعتنا نكنى، حقِ با توست.
ولى خداى عزيز من
كى از تو سزاوار عفو است. 1
كى از تو سزاوار چشم پوشى ز خلق است.
كى از تو به رحمت و مهر سبقت گرفته است.
بيچارهاى ناله از دل بر آورده كه دست خاليش را مىبينى.
قبر سراى تنهايى اوست.
حساب قيامت جلوه ورشكستگى اوست.
به چه كسى پناه برم اگر گناهم را نبخشى. 2
به كى پناه برم اگر عنايتت را از من برگردانى؟ 3