41اگر نگاهم كنى، چه غم دارم.
اگر توجّهم كنى، چه باك دارم؟
اگر دستم بگيرى، پرورندۀ غم تمام است.
با كدامين زبان سپاست گويم؟
چگونه زبان الكن تواند شكرگزارت باشد؟ 1
چگونه اعمالم تواند نعمتهايت را پاسخگو باشد؟ 2
اى يگانۀ هستى.
رغبت قلبم به توست 3.
اميدم به توست.
آرزويم تويى.
به ريسمان اطاعت و فضل وجودت دستم را دراز كردهام. 4
ذكر و ياد تو غذاى روح من است.
اشك و خوفم از گناه و عصيان سبكم مىكند.
پروازم مىدهد.
از زمين جدايم مىكند.
از گناه سوايم مىكند.
از عذاب رهايم مىكند.
به بهشت پناهم ده.
از خشمت امانم ده.
به محمد و آلش نجاتم ده.
تو بر خودت رأفت را واجب كردى. 5
تو بر خودت رحمت را فرض كردى.