139قصدم ناچيز انگاشتن حريم قدست نبود.
بلكه ستاريت و پرده پوشيت مرا وسوسه كرد.
اكرام و انعام و بنده نوازيت به من جرأت داد. 1
به كرم، گناهم پوشيدى؛ به حلمت عقوبتم را به تأخير انداختى. 2
ممنون حلمتم، با اينكه همه چيزم را مىدانى. 3
ممنون عفوتم، با اينكه آنهمه قدرت دارى. 4
رب ودود
تو مىدانى در نجات از عقاب قيامت تكيهام بر چند روز عبادتم نيست. 5
در رهايى از مجازات آنروز، تكيهام بر احسان و صدقاتم نيست.
در نجات آنروزم فقط به فضل و گذشت تو تكيه دارم.
در رهايى از دوزخم فقط به مغفرت و عفوت اعتماد كردم.
گنهكاران به اميد احسان تو نشستهاند.
حريم شكنان به اميد فضل تو دلخوشند.
دوستانت به اميد رفاقت تو دلشادند.
اى سرچشمه خوبى، ما به زشتى خود معترفيم. 6
به حق زيبايىهايت از زشتى ما بگذر. 7
ما گنهكاران را از تنگناى گناهمان به وسعت رحمتت نجات ده.
خداى عزيز
جودت اجازه نمىدهد دايره عفوت تنگ شود.
مهرت اجازه نمىدهد دايره رحمتت كوتاه گردد.
عطايت اجازه نمىدهد دايره احسانت كم شود.
بنده نوازيت اجازه نمىدهد دايره بخششت نقصان يابد.