117دوست دارم از هر جاذبه كاذب عشق نمايى كه در برابر تو خود نمايى مىكند، جدا شوم.
كمكم كن تا از گناهانى كه از بندگيت بازم مىدارند، دورى كنم. 1
خيلى به مهرت طمع بستهام. 2
خيلى به عشقت دلباختهام.
خيلى به نگاهت اميد دارم.
تو بر خود واجب كردى مهر و رحمت را. 3
تو بر خود فرض كردى عفو و بخشش را.
تو بر خود حتم كردى ستر و پوشش را.
تو بر خود الزام نمودى آغوش باز را.
تو خود را سريع الرضا خواندهاى.
تو خود از غفور و رحيم بودنت خبر دادهاى. 4
با اين شناسنامۀ رحمت و مهر و مودت چرا از تو چشم پوشم؟
چرا درِ خانه غير تو جويم؟
چرا از نگاه زيبايت بگذرم؟
چرا عفو و اغماضت نجويم؟
خداى عزيز
از مهر و محبتت اينرا سراغ دارم كه بندگانت را اهل و عيالت خواندهاى. 5
اين افتخار را به كى بگويم كه مرا از خانواده خود شمردهاى.
من نسبتى با تو دارم، تو ولى منى.