116سپاست بچرخد. 1
ممنونتم كه معرفت شكرگزارى از بىنهايت نعمتهايت را به من دادى. 2
ولى چگونه شكر كنم؟ اعتراف مىكنم كه عاجزم از شكرت. 3
عاجزم از سپاس و حمدت.
ناتوانم از شمارش نعمتهايت.
درماندهام از قدردانى حتى يك نعمتت.
زبانم در بيان شكر نعمتهايت قاصر و ناتوان است.
شكرم در برابر نعمتها و احسانت قطره در برابر درياست. 4
خداى عزيز
جود و سخايت بود كه آرزوهايم را ميدان داد. 5
در مانده از همه جا به سوى تو بيايم.
خاضعانه بر درگاه كريمانه تو خيمۀ عشق به پا كنم. 6
و با رغبت و رهبت، اميد به عنايت ويژهات داشته باشم.
دلم تو را مىجويد و به تو انس دارد. 7
به حلقه در رحمتت دست انداختهام. 8
دلم به ياد تو زنده است. 9
مناجات تو دلم را نسيم عشق مىنوازد. 10
خداى عزيز
دوست دارم فقط فرش عشقم را زير پاى عبوديت تو پهن كنم.
دوست دارم جانم را از زلال شبنم عشق تو سيراب كنم.