106كيست كه فرداى قيامت از دست دشمنانم رهايم دهد؟
كيست كه در صحنه جزاى قيامت از دست گناهانم مرا امان دهد؟
كيست كه از جزاى مكرهاى شيرين نماى شيطان فراريم دهد؟
كيست كه در غرقاب سخت قيامت در اقيانوس پر طلاطم هلاكت و عذاب، طناب نجات به من دهد؟
به ريسمان كى چنگ زنم؟ 1
عزيزم، اگر تو هم فردا ريسمان نجاتت را از من باز دارى، مرا در غرقاب ببينى، اعتنايم نكنى چه كنم؟
مرا در شعلههاى دوزخ به فراموشى سپارى چه كنم؟
مرا در كنار معاندان و سركشان بزرگ تاريخ رهايم كنى چه كنم؟
اگر آنروز كه نامه عملم به دست چپم دهى يعنى تو از رحمتم محرومى، چه كنم؟ 2
اگر آنروز كه نامه عملم را باز كنى، فجايع اعمالم را نشانم دهى از شرمسارى و خجالت چه كنم؟
چگونه فرياد و ضجه واخجلتاه سر دهم؟
اگر آنروز در بين دوستان و آشنايان كه مرا صالح مىپنداشتند رسوايم كنى، چه خاكى به سر كنم؟
اگر آنروز پنهان و نهان اعمال زشتم را به همگان آشكار كنى، چه كنم؟
خداى رؤوف
در اين دنيا اميدم به اين است كه دهها بار در كلام وحيت فرمودى