105عشقهاى مجازى و پر جاذبه دنيا چراغ عقلم را خاموش كرد.
بيچاره شدم به شقاوت افتادم 1.
به ذات اقدست قسم، پردهپوشىها و ستاريتت كه گناهانم را به ديگران نگفتى.
افشا نكردى.
آشكار ننمودى.
رسوا نساختى. 2
بر غرور من افزود.
بر معصيتم فزود.
مخالفت اوامرت را تداوم داد.
من بيچاره و درمانده و ورشكستهاى كه سرمايهاش نگاه كرم و مهر و رحمت تو بود و در غارت شيطان از دست دادم، الان آمدهام.
خداى ودود
كيست كه به نجواى بيچارگيم گوش كند؟
كيست كه عذرم بپذيرد؟
كيست كه باورم كند؟
كيست كه به تأمين سرمايۀ به تاراج رفتهام اعتماد كند؟
كيست كه كمكم كند؟
كيست كه دست مهر و وفا بر سرم بكشد؟
كيست كه در مقام نجاتم برآيد؟
كيست كه از عذاب روز قيامت نجاتم دهد؟ 3
كيست كه تجسم اعمال زشتم را به حسنات مجسم بدل كند؟