61بىدرنگ تخت نزد آنها جاى گرفت. وقتى سليمان آن را نگريست كه در نزد او جاى گرفته است، گفت:
هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّمٰا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (نمل: 40)
اين از فضل پروردگارم است تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را به جا مىآورم يا ناسپاسى مىكنم؟ و هر كس شكر كند به نفع خود شكر مىكند و هر كس كفران نمايد [به زيان خويش نموده است، كه] پروردگار من غنى و كريم است.
سليمان(ع) چون تخت را بديد، متوجه شد كه هر چه درباره آن شنيده، درست بوده است. سليمان(ع) گفت:
نَكِّرُوا لَهٰا عَرْشَهٰا نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لاٰ يَهْتَدُونَ (نمل: 41)
تخت او را برايش ناشناس سازيد، تا ببينيم آيا متوجه مىشود يا از كسانى است كه هدايت نمىشوند؟
هنگامى كه بلقيس آمد، به او گفته شد:
أَ هٰكَذٰا عَرْشُكِ قٰالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهٰا وَ كُنّٰا مُسْلِمِينَ* وَ صَدَّهٰا مٰا كٰانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنَّهٰا كٰانَتْ مِنْ قَوْمٍ كٰافِرِينَ (نمل: 42-43)
آيا تخت تو اينگونه است؟ گفت: گويا خود آن است! و ما