176هنگامى كه از گفتار بهتان آميز حسان بن ثابت و ديگران باخبر شد، روزى سر راه بر حسان گرفت و شمشيرى بر وى فرود آورد و او را مجروح ساخت و رسول خدا(ص) از حسان خواست تا از صفوان صرف نظر كند و در مقابل، نخلستانى به او داد و نيز، كنيزى مصرى به نام سيرين كه عبد الرحمان بن حسان از وى تولد يافت».
در پشيمانى و معذرتخواهى از آنچه حسان بن ثابت در اين پيشامد گفته بود، اشعارى وجود دارد كه ابن اسحاق آنها را نقل مىكند. درباره حدى كه بر حسان، مسطح و حمنه جارى شده نيز، اشعارى گفتهاند.
اين خلاصه داستانى بود كه طبق روايتهاى اهل سنت كه در بيش از پانزده حديث نقل شده و سند همه آنها نيز به خود عايشه مىرسد.
ولى طبق روايتهاى ديگرى كه در كتابهاى حديثى شيعه وارد شده، آيه افك درباره كسانى نازل شد كه به ماريه قبطيه تهمت زده و با كمال بىشرمى گفته بودند كه ابراهيم، فرزند رسول خدا(ص) نيست و فرزند «جريح قبطى» است. جريح، نام غلامى بود كه مقوقس حاكم مصر، او را همراه ماريه، براى رسول خدا(ص) فرستاد و چون آن غلام با ماريه همزبان بود و همچنين طبق پارهاى از روايتها، بستگى نزديكى با ماريه داشت، نزد وى رفت و آمد مىكرد.
در بسيارى از روايتها نام كسى كه اين تهمت را زده بود نيز ذكر كردهاند كه براى اطلاع بيشتر، مىتوانيد به پاورقى «بحارالانوار»