149ترسيد، اما پرسيد: «آيا نشانه ديگرى دارى؟» موسى(ع) دست در گريبانش فرو برد و چون بيرون آورد، دستش چنان مىدرخشيد كه درخشش آن چشمها را خيره مىكرد تا جايى كه نور آن افق را روشن كرده بود، اما فرعون نپذيرفت و ايمان نياورد، بلكه گمراهىاش افزون شد و دستور داد تا تمامى ساحران جمع شوند و سحر موسى(ع) را باطل كنند!
آنها آمدند، طنابهايى را كه در دست داشتند، انداختند و تبديل به مار شدند، آنگاه موسى عصايش را انداخت و عصايش تبديل به اژدها شد و همه مارها را بلعيد. ساحران چون چنين ديدند، در برابر موسى(ع) به سجده افتادند و گفتند: «به خداى موسى ايمان آورديم». فرعون بر آنها خشم گرفت و دستور داد كه همه را دستگير كنند. فرعون گفت: «دستور خواهم داد تا دستها و پاهايتان را برخلاف هم قطع كنند، مگر آنكه از ايمان خود بازگرديد». اما آنها گفتند: «هر چه مىخواهى بكن كه ما از ايمان خود دست برنخواهيم داشت».
فرعون با ساحران چنين كرد و هر چه موسى(ع) برهان آورد، نتوانست او را به راه راست هدايت كند. سرانجام خداوند او و سپاهيانش را در دريا افكند و اينگونه فرجام ستمگران را به مردمان نشان داد.
صفورا در راه دين موسى(ع)، سختىهاى بسيارى را تحمل كرد و او ياور بسيار نيكويى براى پيامبر و دين خدا بود.