145آن چيست به دست راست تو؟» (طه: 17)
موسى(ع) كه مىديد هيچ توانى ندارد و آنچه مىبيند ما فوق قدرت بشرى است، پاسخ سؤال را اينگونه داد:
هِيَ عَصٰايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْهٰا وَ أَهُشُّ بِهٰا عَلىٰ غَنَمِي وَ لِيَ فِيهٰا مَآرِبُ أُخْرىٰ (طه:18)
اين عصاى من است كه بدان تكيه مىكنم و با آن براى گوسفندانم برگ فرو مىريزم؛ و من در آن منافع ديگرى نيز دارم.
او گمان مىكرد منظور خداوند از آن سؤال، ذكر خصوصيات عصا و منافع آن است، اما در واقع اين سؤال، مقدمهاى براى نشان دادن معجزه بود. خداوند از حقيقت عصا سؤال كرد. تا جايى كه چون موسى(ع) پس از آن معجزههاى آن را ديد، دانست كه آن از آيههاى روشن و حجتهاى صادق خداوندى است كه مخصوص خداوند آسمانهاست، تا بتواند نشانهاى براى اثبات حقانيت و تقويت رسالت خداوندى او باشد. خداوند به موسى امر كرد كه عصايش را بيندازد. زمانى كه موسى، عصا را انداخت، عصا به مارى تبديل شد. موسى(ع) لحظهاى ترسيد و فرار كرد، خداوند ندا داد: لاٰ تَخَفْ إِنِّي لاٰ يَخٰافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ؛ «نترس، زيرا رسولان نزد من نمىترسند» (نمل: 10).
هنگامى كه موسى(ع) به حقانيت نبوتش پى برد و اطمينان يافت كه آن ندا، از جانب خداست، خداوند معجزه ديگرى به او نشان داد كه چون دستش را در گريبانش فرو ببرد و درآورد، درخشان خواهد