119ابراهيم(ع) گفت: فَمٰا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ؛ «اى فرستادگان! پس كار مهم شما چيست؟» گفتند: إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلىٰ قَوْمٍ مُجْرِمِينَ ؛ «ما به سوى مردمى گناهكار فرستاده شدهايم».
سپس امام باقر(ع) فرمود: ابراهيم(ع) به آنها گفت: «آخر لوط پيغمبر در ميان آن قوم است؟» فرشتگان گفتند: «ما بهتر مىدانيم كه در بين آنان چه كسى هست! اما بهطور حتم او و اهلش را نجات خواهيم داد، مگر همسرش را كه مقدر كردهايم كه از هلاكشدگان باشد. بعد از آنكه خداى تعالى قوم لوط را عذاب كرد، رسولانى نزد ابراهيم(ع) فرستاد تا او را به ولادت اسحاق بشارت دهند».
مىگويند هنگام آوردن اين بشارت، ساره 90 ساله بود و تعجب او، بيشتر از آن بود كه هم پير بود و هم نازا، اما ارادۀ خداوند بر هر چيز كه قرار گيرد، آن را ممكن مىسازد. ابراهيم(ع) نيز آن هنگام 100 ساله بود كه خداوند او را به اسحاق بشارت داد كه از صالحين و از رسولان خداوند بود.
وفات ساره
ساره در سن 110 سالگى در شام درگذشت و ابراهيم(ع) بسيار براى او ناراحت بود. بعد از مرگ ساره، ابراهيم با قطورا دختر يقطن ازدواج كرد و پس از او هم، با زنى به نام حجون بنت امين، كه از او صاحب پنج فرزند شد.