70مقابل نصّ نيست. آن هم اجتهادى بسيار خنك و بىمحتوا! چرا كه عمر درباره علت منع كردن متعۀ حج مىگويد: «من زشت مىدانم كه مردم به اعمال حج بپردازند؛ در حالى كه از سر و روى آنها آب (غسل جنابت) مىچكد»!
اين در حالى است كه ما مىدانيم خداى سبحان، نسبت به حال بندگانش بيناتر و آگاهتر است و اين مطلب را خدا مىدانسته و متعه را حلال كرده است و پيامبر اكرم نيز وقتى كه متعه را حلال كرده است، اين مطلب را مىدانسته و مطلعه بوده كه حكم جوز متعه او، تا روز قيامت باقى خواهد ماند و با اين حال نهر نفرمود؛ چرا كه اگر مفاسد متعه از مصالح آن بيشتر بود، هيچگاه خدا و پيامبر آن را حلال نمىكردند. 1
به راستى اينجا بايد پرسيد: آيا رها كردن فرمايش پيامبر(ص) و گرفتن گفته عمر، توجيهى دارد؟ آيا حلال محمد تا روز قيامت حلال است و حرام او تا روز قيامت حرام است؛ پس چرا نظر ايشان به اين راحتى تغيير داده مىشود؟!
عدم استناد عمر به ادلۀ شرعى
در تاريخ آمده است: عمر در جنگ ابوبكر با اهل