88قسم اوّل : داراى دليل و مدرك و مستند به برهان است.
قسم دوم : بدون دليل است.
به عبارت ديگر؛ يك قسم با اجازۀ خدا و قسم ديگر بدون اجازۀ خدا است. در صورت مأذون بودن، خدا به بندگان اجازه داده است كه به آن واسطهها مراجعه كنند و از آنان حاجت بخواهند، برخلاف قسم دوم، كه خداوند چنين اجازهاى نداده است؛ بلكه اين كار آنها از راه تقليد كوركورانه از اسلافشان است. اشكال عقيدۀ مشركان، در اين بوده است كه از قسم دوم بوده است؛ يعنى عقيدۀ آنان به اينكه بتها در طول خدا، واسطۀ بين مخلوق و خدا هستند، مستند به هيچ دليل و برهانى نبوده است، از اين جهت مورد نكوهش خداوند قرار گرفتهاند. اين آيه گوياى همين مطلب است :
«هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنٰا» 1؛ «آيا شما براى عقيدۀ خود دليل روشن و مدركى از خداوند داريد؛ پس بياوريد و به ما نشان بدهيد.»
مشركان در اين عقيدۀ خود، به خدا افترا مىبستند كه خداوند به آنان اجازه داده تا بتها را واسطه قرار دهند. اين آيه نيز بر اين مطلب دلالت دارد :
«وَ كَيْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَكْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطٰاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » 2؛ «چگونه من از بتهاى شما بترسم؟ در حالى كه شما از