85يعنى بت يكى و خدا هم يكى. عزّى يكى، خدا هم يكى. به طورى كه هر يك از بتها تكتك، اله هستند و لذا از نفى الهان تعجب مىكردند و مىگفتند : «أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلٰهاً وٰاحِداً» ؛ چگونه مىشود چند خدا را يكى كرد؟ تصور بتپرستان از دعوت به توحيد، توسط قرآن اين بود كه قرآن به توحيد عددى دعوت مىكند، لذا تعجب مىكردند.
اما در حقيقت، قرآن به توحيد حقيقى و توحيد محض، دعوت مىكرد. وحدتى كه وجود آن بدون نظير و شبيه است، مثلى براى او نيست كه همان وجود نامحدود است. آن وجودى كه همۀ موجودات مقهور آن هستند، آن وجودى كه غناى محض است و باقى وجودها در برابر آن فقير هستند و همۀ وجودها سايۀ آن وجود حقيقى هستند. چنين وجودى، اصلاً عدد بردار نيست. از چنين وجودى عددى تشكيل نمىشود تا دوتا ويا سهتا و يا بيشتر شود.
چنين وجودى، مساوى با يك است. هر موجود ديگرى كه مورد اشاره قرار گيرد، مربوط به آن و ظلّ آن و از متعلقات آن است. او عِدل ندارد. وقتى بدون عدل است پس دومى و سومى هم ندارد.
ديگر نمىتوان گفت: اين خداى الف، آن ديگرى خداى ب است.
توحيدى را كه قرآن مطرح كرده است، مافوق توحيد عددى است.
در روايات تنها در خطبۀ اوّل «نهجالبلاغه» است كه على عليه السلام توحيد محض را در حدّ عالى تشريح كرده است و آن حضرت، تمام وحدتها را، كه از او استشمامِ كثرت مىشود از ذات حضرت حق، نفى كرده است. 1