57
قسمت چهارم :
«مٰا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ» است؛ يعنى از ناحيۀ بتها، براى خدا هيچ گونه پشتيبانى نيست. پشتيبانى و كمك در جايى صادق است كه قدرت كمكدهنده غير از قدرت و نيروى كمكگيرنده باشد؛ مثلاً من بار سنگينى را نمىتوانم حمل كنم، ديگرى پشتيبان من مىشود و در اثر دو نيرو مىتوانيم بار را حمل كنيم. اين دو نيرو در عرض هم است. چنانچه اگر دو نفر در طول هم باشند به طورى كه تمام نيروى دومىاز اولى باشد در اين صورت پشتيبانى و كمك صادق نخواهد بود. از نفى پشتيبانى استفاده مىشود كه مشركان معتقد بودهاند كه بتها قدرتى مستقلّ از خدا دارند و آنان در كارها، پشتيبان خدا هستند. اين همان اعتقاد به همطراز بودن بتها با خداوند است. 1
دليل دهم: استقلال در تأثير
استدلال دهم، براى اثبات اين عقيدۀ مشركان كه بتها را همطراز خدا و در عرض خدا مىدانستند و براى آنها در برابر خداوند استقلال در تأثير معتقد بودهاند اين دو آيه است :
آيۀ اول:
«مٰا يَفْتَحِ اللّٰهُ لِلنّٰاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلاٰ مُمْسِكَ لَهٰا وَ مٰا يُمْسِكْ فَلاٰ مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » 2؛ «هر رحمتى را كه خدا به روى مردم بگشايد، كسى نمىتواند جلوى آن را بگيرد؛ و هر چه را امساك كند، كسى غير از او قادر به فرستادن آن نيست؛ و او عزيز و حكيم است.»
از اين آيه استفاده مىشود كه مشركان اعتقاد داشتهاند كه كسى غير از خدا هم مىتواند اثرگذار باشد و ممسك نعمت و يا عطاكنندۀ نعمت باشد.