53شرك، ظلم بزرگ است آن است كه مساوى دانستن خدا را كه صاحب همۀ نعمتها است با بتها كه هيچ چيز ندارند و فقير محض هستند، ستمى بس بزرگ است كه قابل درك نيست.»
از تعبير تساوى كه زمخشرى در «كشاف» به كار برده است، استفاده مىشود كه به نظر ايشان، بتپرستان بتها را در عرض و مساوى خدا مىدانستند.
«ظلم » : صدق ظلم، در موردى است كه بتپرستان معتقد به همطراز بودن خدا با بتها باشند. اينجاست كه حقّ خداوند ناديده گرفته شده است و فقير محض را با غنىّ مطلق همرديف قرار دادهاند. امّا اگر بتها در طول خدا باشند و آنچه دارند از خدا باشد، هيچ گونه ظلمى نيست؛ چون حقّى از خدا زايل نشده است.
دليل هشتم : واژههاى شريك و شرك
استدلال هشتم براى اثبات اين اعتقاد مشركان، كه بتها در عرض خدا هستند واژۀ «شريك» و «شرك» و آنچه از اين ماده مشتق مىشود، است.
توضيح آن كه در آيات بسيارى، واژگان «شريك»، «شركا»، «تشرك» و «اشركوا» و ... به كار رفته است كه بيش از بيست آيه است. همچنين ما مسلمانان، دائماً در تشهد مىخوانيم : «أشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ». با دقت در معناى اين واژهها مىتوان گفت : تمام اين آيات دلالت دارند كه مشركان عقيده داشتهاند كه بتها مستقل و در عرض خدا هستند؛ زيرا واژۀ شريك در جايى صدق مىكند كه چند نفر با هم و در