128سرپيچى كرد، با همين به سرش مىزنم. ناگهان ظرف را به زمين كوبيد.
ظرف شكست و روغن به زمين ريخت. او هم از عالم وَهْم بيرون آمد.
آرى! كسى كه دچار وَهْم مىشود، خيلى از مطالب موهوم را در ذهن مىپروراند. خدا را همانند مخلوقات مىپندارد و براى او فرزند و همسر مىپندارد و اعضايى همانند مخلوقات، براى او قرار مىدهد. 1 انسانى كه خيالاتى شد منتظر يك هشدار است تا از عالم خيال بيرون بيايد و واقعيتها را درك كند. از اين روست كه مشركان، هنگامى كه در دريا گرفتار طوفان مىشدند، موحد مىشدند؛ چون از خيالات خارج مىشدند و هنگامى كه احساس خطر مىكردند به فطرتهاى پاك خويش، باز مىگشتند.
توحيد مشركان، در شرايط بحرانى
شرايط بحرانى؛ همانند تلنگرى بر مغزهاى خفتۀ آنان بود تا آنها را بيدار كند؛ ولى معالأسف با برطرف شدن بحران و عادى شدن زندگى، دوباره دچار اوهام مىشدند. آياتى چند بر اين مطلب دلالت دارد كه ما به يك آيه بسنده مىكنيم 2:
«فَإِذٰا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذٰا هُمْ يُشْرِكُونَ » 3؛ «هنگامى كه سوار بر كشتى شوند خدا را با اخلاص مىخوانند (و غير او را فراموش مىكنند)، اما هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مىشوند.»