127«روزى را (به خاطر بياوريد) كه خداوند آنان را ندا مىدهد و مىگويد : كجا هستند همتايانى كه براى من مىپنداشتيد؟!»
آيۀ دوم:
«أَلاٰ إِنَّ لِلّٰهِ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ مٰا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ شُرَكٰاءَ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّٰ يَخْرُصُونَ » 1؛ «آگاه باشيد تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از آنِ خدا مىباشند. و آنها كه غير خدا را همتاى او مىخوانند، (از منطق و دليلى) پيروى نمىكنند؛ آنها فقط از پندار بىاساس پيروى مىكنند؛ و آنها دروغ مىگويند.»
در اين دو آيه از عقايد بتپرستان به «زعم»، تعبير كرده است كه مراد از زعم، همان خيال، وهم و پندار است.
هر چند آيات زيادى به اين مضمون در قرآن است 2، امّا همين چند آيه در بيان موهوم بودن آيين بتپرستى، كافى است. داستان بتپرستان در گرفتار شدن به وهم و خيال، همانند آن چوپانى است كه يك ظرف بلورين روغن داشت و در گوشهاى نشسته بود. در عالم اوهام مطالبى را با هم رديف مىكرد. او با خود مىانديشيد كه اين روغن را مىفروشم و گوسفندانى را با آن خريدارى مىكنم. گوسفندان زاد و ولد مىكنند و صاحب گله و ثروت كلان مىشوم. آن گاه به خواستگارى دختر شاه مىروم و با او ازدواج مىكنم. بعد از ازدواج، چنانچه همسرم از فرمان من