41در اين خصوص دو ديدگاه عمده وجود دارد؛ ديدگاه اثباتى، و اين رأى همه كسانى است كه قرآن را به غير روايات تفسير نمودهاند. و ديدگاه منفىگرايانه، كه نظر گروهى از دانشمندان به خصوص اخباريون است، اينان بر اين باورند كه تفسير قرآن كريم، بدون نص از ائمه ناممكن است، و هرگونه تفسير كلام الله را، تفسير به رأى تلقى مىكنند.
ليكن بايد گفت: چند اصل مسلم قرآنى مخالف با اين ديدگاه است:
أ. قرآن كريم به غنىترين زبانهاى دنيا، يعنى زبان عربى نازل شده است، كه فرمود: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسٰانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ (شعراء: 193 و 195)».
ب. قرآن كتاب هدايت همگانى است كه فرمود: «شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّٰاسِ (بقره: 185)».
ج. قرآن خود توصيه به تدبر در آياتش نموده، و فرموده است: «كِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَيْكَ مُبٰارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيٰاتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ (ص: 29)».
د. بى شك وقتى امر به تفكر و تعقل و تدبر در متنى شد، لاجرم محصول آن تدبر را نيز پذيرفته خواهد شد، و گرنه آن توصيه و سفارش لغو است. چنانكه خود قرآن در اين زمينه، يهود را به خاطر عدم توجه به فهمشان مذمت كرده و مىفرمايد: «ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مٰا عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (بقره: 75)». از سوى ديگر مجموعه رواياتى كه از تفسير به رأى نهى نموده است، تلويحاً تفسير صحيح را تأييد نموده است. و اگر برخى روايات گوياى اين است كه تنها ائمه معصومين(ع) به تفسير واقعى دست مىيابند، منظور اين است كه تنها اين ذوات مقدسه هستند، كه بر عالىترين مراتب تفسير واقفند.
با توجه به اين اصول مسلم بايد گفت: قرآن نير همانند ديگر متون، براى آشنايان به زبان آن، قابل فهم است، و نتيجه فهمشان نيز ارزشمند است.