37
ج. اسلوب يا شيوه
مقصود از اسلوب تفسيرى، شيوه و قالب ارايه تفسير قرآن است. بدين معنا كه مفسر هر روش و منهجى را كه برگزيند و هر گرايش و اتجاهى كه داشته باشد، در نحوه ارايه تفسير خود ممكن است به شيوه خاصى توسل جويد. اين شيوه در دو شكل كلى و جزيى جلوه مىكند، در شيوه كلى كه معيار آن موضوع تفسير است، تفسير قرآن به تفسير ترتيبى و تفسير موضوعى تقسيم مىشود. در تفسير ترتيبى تمام يا بخشى از قرآن موضوع تفسير قرار مىگيرد و مفسر آن را به ترتيبى كه در قرآن وجود دارد به تفسير مىپردازد. ولى در تفسير موضوعى، تفسير يك يا چند موضوع درون قرآنى يا برون قرآنى موضوع بحث مفسر مىباشد، و وى سعى دارد براى رسيدن به ديدگاه نهايى قرآن، آن را مورد كنكاش قرار دهد. و در اين راستا ممكن است آيات اوايل قرآن را با آيات اواسط و اواخر آن پيوند دهد، برخى از مفسران در كنار دو نوع تفسير به قسم سومى به نام تفسير ارتباطى نيز اشاره نمودهاند. 1اما در خصوص شيوه و اسلوب جزيى، مفسر ممكن است به هنگام اجراى تفسير، مباحث مربوط را از يكديگر جدا نموده و براى هر كدام از بحثها عنوان خاصى قرار دهد كه بدان شيوه تفكيكى گفته مىشود؛ مثل تفسير مجمع البيان. و ممكن است مباحث بدون اين تفكيك و با امتزاج متن و شرح صورت گيرد، كه آن را تفسير مزجى مىنامند؛ مانند تفسير صافى و تفسير شبّر. به اين نكته نيز