320
*آيه هفدهم
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ الَّذِي جَعَلْنٰاهُ لِلنّٰاسِ سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحٰادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابٍ أَلِيمٍ (حجّ: 25)».
شرح واژگان
أ. عاكف: اسم فاعل از مصدر عكوف به معناى ملازمت با چيزى و مواظبت از آن است. 1 اين واژه در جاهاى ديگر قرآن نيز به همين معنا به كار رفته است، چنانكه مىفرمايد: «مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهٰا عٰاكِفُونَ (انبياء: 52)».
ب. باد: اين واژه اسم فاعل از ريشه بدى يبدو بدواً، به معناى آشكار و هويدا مىباشد. و اگر به غير حضرى[مسافران] بَدْو و باد گفته مىشود به اين دليل است كه كه در گوشه باز و آَشكار از زمين زندگى مىكنند، نه در مكانى كه پوشيده از ساختمانها [مظاهر تمدن] است. 2 و در حقيقت باديه نشين در مقابل شهر نشين است. و باد در مقابل مقيم و حاضر مىباشد.
ج. الحاد: اين واژه در اصل به معناى حفره متمايل از وسط است. و ملحد در زبان يعنى منحرف و متمايل از حق، و اگر به ملجأ و پناهگاه ملتحد گفته مىشود بدين جهت است كه انسان به سوى آن متمايل است. 3