319پيامبر در اجراى آن است، ضمن آنكه موجب احترام مؤمنين و ارزش نهادن به آنان است.
5. اصل زمان شناسى و استفاده درست از زمان، چنانكه خداوند سبحان در اعلام مهمترين پيام توحيدى خود زمان حج اكبر را برگزيد.
6. پذيرش عهد با مشركان در سالهاى نخست، و برائت و بيزارى در اواخر حكايت سياست، تشريع تدريجى، و تبليغ به موقع اسلام و پيامبر دارد.
7. قرائت بيانيه برائت به وسيله على بيانگر اين حقيقت است، كه اعلام تبرّى تنها به وسيله كسى بايد صورت گيرد كه متعلق تولّى و مظهر ولايت باشد، و در واقع بيانگر اتصال كامل بين ولايت و برائت است، كه برائت بى ولايت معنا ندارد، و ولايت بى برائت نيز بى معناست.
8. جمله «بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ» گرچه در سياق برائت از مشركين است، اما بيانگر يك قاعده كلّى است. و آن اينكه سرنوشت كفار به عذاب دردناك ختم مىشود.
9. تعبير به بشارت در: «بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ» ، گوياى استهزاء كفار است، چرا كه اين تعبير نويد بخش روزگار خوش است، و كاربرد آن در باره كافران و مشركان، سخن گفتن بر مذاق و باور خودشان است.
10. در مصاف توحيد و شرك، پيروزى از آن مؤمنان، و خذلان و خزى نصيب صاحبان چنين انديشهاى مىباشد.
***