296اجتماعى است قوام دين مردم، مهذّب نفوس و تزكيه كننده اخلاقشان مىباشد. در اين برنامه اغنيا از بخل رها و فقرا از فقر خلاصى مىيابند. 1منظور اين مفسر آن است كه جعل تكوينى براى امور دنيوى و جعل تشريعى براى امور اخروى است، و لذا در ديدگاه سومى كه خود مىپسندد مىگويد: اين جعل الهى، جعل تكوينى تشريعى است، يعنى از يك سوى هم مصالح دين مردم را تأمين مىكند و هم مصالح دنيايشان. و از سوى ديگر هم شامل عصر جاهلى مىشود و هم عهد اسلام را در بر مىگيرد، با اين تفاوت كه در عهد اسلام جعل تشريعى اظهر مىباشد و در عصر جاهلى جعل تكوينى آشكارتر بوده است.
ليكن بايد گفت: در اين كه تعبير به «قياماً للناس» عام است و شامل معاش و معاد انسان مىشود شكى نيست. 2 ليكن سخن در معناى تكوينى و تشريعى بودن اين جعل است، زيرا معناى تكوينى اين نيست كه به دنيا تعلق داشته باشد و تشريعى به امور دين و آخرت، بلكه جعل تكوينى به اين معناست كه خداوند با اراده مطلقه خود آن را قرار داده است. و جعل تشريعى بدين معناست كه خداوند آن را مقرر نموده است و انجام آن را به اراده مكلفين قرار داده است. و در حقيقت كعبه چنين نقشى براى دين و دنياى مردم دارد و يا بايد داشته باشد، چرا كه اين بيت مطاف حج براى همگان است، زيارتگاه مردمان و قبله نماز، ذبح و اموات انسانهاست، خانهاى كه نگاه به آن عبادت و موجب تقرب الهى است، خانهاى است كه در هر حال محترم است، خانهاى كه مأمن و پناهگاه آدميان مىباشد، و هدايت براى جهانيان است، و بالاخره كانون توحيد و وحدت امت است، و بدينگونه وسيله جمعشان را از پراكندگى حفظ و تفرّقشان را به يگانگى بدل مىكند.