261
أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّمٰا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ» أَىْ وَ مَنْ لَمْ يَشْكُرْ نِعْمَةَ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ فَهَذِهِ وُجُوهُ الْكُفْرِ فِى كِتَابِ اللَّه...». 1چنانچه ملاحظه مىشود، نفس تقسيم كفر به كفر جحود، كفر ترك و كفر نعمت و... دليل بر اين است كه وجوه كفر يكسان نيست.
در روايتى ديگر امام كاظم در باره آيه «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً» مىفرمايد: «لله الحج على خلقه فى كل عام من استطاع إليه سبيلا». راوى مىگويد: از آن حضرت در باره «وَ مَنْ كَفَرَ» ؛ پرسيدم. در پاسخ فرمود: «لَيْسَ مَنْ تَرَكَ الْحَجَّ مِنْهُمْ فَقَدْ كَفَرَ، وَ لَكِنْ مَنْ زَعَمَ أَنَّ هَذَا لَيْسَ هَكَذَا فَقَدْ كَفَرَ». 2اين روايت ضمن آنكه انكار حج را كفر مىداند، ليكن تارك حجّ را كافر نمىداند.
و اگر در برخى از روايات تارك حج را كافر قلمداد شده است، چنانكه در روايتى پيامبر به على فرمود: «يَا عَلِىُّ تَارِكُ الْحَجِّ وَ هُوَ مُسْتَطِيعٌ كَافِرٌ...». 3 منظور كسى است كه حج را انكار كند.
خداى بىنياز
از آنجايى كه خداوند سبحان فرمود: «لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ»، اين ايهام استشمام مىشود كه خداوند مىخواهد از اين حجّ سودى ببرد، به نحوى كه اگر انسانى آن را انجام ندهد، العياذ بالله به خدا زيانى رسانده است، از اين رو بلافاصله مىفرمايد: «فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ». فاء در آيه براى تعليل است، و تقدير آن چنين است كه «من حجّ فلنفسه، و لنْ ينفع الله شيئاً. و من كفر، فعلى نفسه، و لنيضرّ الله شيئاً، فان الله غنى عن العالمين». چنانكه درباره صدقات نيز فرمود: