202
*آيه يازدهم
«وَ اذْكُرُوا اللّٰهَ فِي أَيّٰامٍ مَعْدُودٰاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاٰ إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلاٰ إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقىٰ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (بقره: 203)».
شرح واژگان
اثم: اين واژه در اصل به معناى تأخير و بطىء است، چنانكه گفته مىشود: ناق آثم، يعنى شترى كه از قافله عقب مانده است. اثم به معناى ذنب و وزر نيز از همين معنا گرفته شده است، زيرا گناهكار از خير و ثواب عقب مىماند. 1 در مواردى از قرآن كريم نيز به همين معنا به كار رفته است، چنانكه مىفرمايد: «وَ إِذٰا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّٰهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ (بقره: 206)»، يعنى به دليل عزت موهوم خود در مقابل تقوا كُند و بطىء هستند، و يا مىفرمايد: «وَ لاٰ تَكْتُمُوا الشَّهٰادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ (بقره: 284)». يعنى كتمان شهادت باعث كُندى انسان در رسيدن به خير و وصول به حق مىشود.
البته در كاربرد بعدى، اين واژه به معناى ذنب، وزر و معصيت با تفاوتهايى كه با واژگان همنوا دارد به كار رفته است. 2