162نياز به تشخيص زمان و تاريخ مىباشد. ليكن مىبينيم كه در ميان همه عبادتها و شبه عبادتها تنها حجّ تخصيص به ذكرشده است.
برخى مىنويسند: ذكر حج بعد از ناس ذكر خاص بعد از عام است، و تخصيص به ذكر حج براى اين است كه حج بيشتر از بقيه امور نياز به تشخيص زمان دارد. 1برخى ديگر در سرّ اين اهتمام گفتهاند: اين ياد و نام عليحده از حجّ ممكن است مربوط به موقعيت ويژه آن باشد، چرا كه حج منحصر به ماههاى خاصى است كه بايد از ناحيه شرع تعيين شود، و روا نيست كه آن به ماه ديگرى منتقل شود. 2 روزه نيز گرچه بايد در ماه خاصى انجام شود كه مىفرمايد: «شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ (بقره: 185)». اما يك تفاوت عمده در روزه با حج وجود دارد و آن اين كه قضاى روزه در غير ماه رمضان نيز ممكن است، زيرا فرمود: «فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ» ، ولى قضاى حج در غير ذىحجّه به هيچ وجه امكانپذير نيست، اداء و قضاى حجّ لزوماً بايد در ماه ذىحجه باشد.
از سوى ديگر اهميت حجّ آن چنان است كه به عنوان مقياس و معيار شمارش سال به شمار مىآمده است، چنانكه مىفرمايد: «عَلىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمٰانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ (قصص: 27)». در حقيقت مىتوان گفت كه ماه حجّ سرانجام سال و يا به تعبير درستتر سرآغاز سال تلقى مىشده، و بعد از گذشت دوازده هلال دوباره سال نو مىشده است، چنانكه به دوازده ماه بودن ماه نيز اشارت نموده و فرموده است: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتٰابِ اللّٰهِ (توبه:35)».