141نيست، بلكه گويا احرام را مفروغعنه دانسته و به احكام آن پرداخته است، زيرا مىفرمايد: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعٰامِ إِلاّٰ مٰا يُتْلىٰ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّٰهَ يَحْكُمُ مٰا يُرِيدُ (مائده:1)».
واژه حُرُم، از لحاظ ساختارى جمع است كه مفرد آن مىتواند حريم، حِرْم، حَرام، و مُحْرِم است، البته مصدر نيز مىتواند باشد. 1 اين واژه به اشتراك لفظى شامل همه اين موارد مىشود، چنانكه قرآن در خصوص زمان حرام مىفرمايد: « إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً... مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ (توبه: 35)».
اين آيه در صدد بيان حليت حيوانات سهگانه شتر، گاو، و گوسفند است، لذا فرمود: «أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعٰامِ» . پس از آن به دو استثناء اشارت نمود: يكى گوشتهاى حرام، 2 و ديگرى صيد در حال احرام كه فرمود: «غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ» . روشن است كه اين جمله حال است از براى ضمير در « لَكُمْ » ، و جمله «وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ» ، نيز حال است از براى «مُحِلِّي الصَّيْدِ» . 3 كه نتيجه اين مىشود كه گوشت انعام بر شما حلال است، مگر آنچه حرمتشان بيان مىشود. و مگر صيد در حال احرام.
ربط در آيه
در اين آيه ابتدا از ضرورت وفاى به عقود سخن گفت، و پس از آن به حليت گوشت و حرمت صيد اشارت نمود، اين بدان معناست كه رعايت حلال و حرام خدا خود نوعى وفاى به عهد الهى است. 4