381توسّط حُيَىّ بن اخْطَبْ صورت پذيرفت كه منجر به پارهكردن پيمان مدينه توسّط سران يهودى بنىقريظه شد.
در اين حال مسلمانان چه زجرها، شكنجهها و مصائبى را در برابر هجوم بتپرستان و يهوديان متحمّل شدند! عاقبت، آن همه تدارك نظامى بتپرستان و سرمايۀ پرداختشده توسّط يهوديان بنىنضير و بنىقينقاع و خيبر بىنتيجه ماند.
يهوديان مدينه كه از يكسو پيمان را باطل كرده و از سوى ديگر بر خلاف پيمان، عليه مسلمانان با بتپرستان همپيمان شده بودند و مىخواستند از درون مدينه، جامعۀ نوپاى مؤمنان را بپاشند، راهى جز اعلام جنگ عليه مسلمانان نداشتند.
5 - 2 / پ: مرحلۀ پنجم: بزرگترين طايفۀ يهود مدينه به مسلمانان اعلام جنگ داد
مسلمانان در قبال چنين وضعى چه مىتوانستند بكنند؛ جز اينكه بنىقريظه را محاصره كنند و چه اعتمادى به ادامۀ زندگى با يهوديان مدينه داشتند؟ مسلمانان در واقع، خود سازندۀ وضعى بودند كه باعث شد اهل كتاب به جاى ملايمت و ملاطفت و وحدت، راه عناد و دشمنى را انتخاب كنند و يهود شبهجزيرةالعرب را در همان موضعى قرار دادند كه بتپرستان مكّه در برابر آنان اتّخاذ كردند. طبيعى است كه روند چنين وقايعى، مدينه را به سوى دفاع و طوايف عرب را به سوى تهاجم و تجاوز سوق دهد.
البتّه بنىقريظه نيز نتوانستند كارى از پيش برند و به جرم خيانتها و جنايتهايشان، با آغوش باز مرگ را پذيرا شدند. ولى يهود شبهجزيرۀ عرب، كار را خاتمهيافته نديد و راهى جز اميدبستن به قيام و هجوم يهوديان خيبر و همراه كردن همۀ طوايف همپيمان با آنها نداشتند.
6 - 2 / پ: مرحلۀ ششم: خيبر در آستانۀ هجوم به مدينه
مرورى گذرا بر آنچه در پنج مرحلۀ گذشته ذكر نموديم، پژوهندگان را متقاعد مىكند كه بزرگترين استحكامات يهودى در شبهجزيرةالعرب نمىتوانست تحت تأثير شرايط عمومى يهوديان در مدينه قرار نگيرد و نسبت به شكستهاى سياسى، فرهنگى و