368تعاليم اسلام كه در نهادش پالايشِ تعاليم تحريفشده و تصحيح روشهاى غلط نهفته بود، نداشتند. از اينرو سعى كردند تا ظاهراً به بنيادهاى نخستينِ ايمان يهودى بازگشت نمايند و به اتّكاء آن، مبارزۀ فرهنگى عليه مسلمانان مدينه را بُعدى ديگر بخشند؛ ولى در اين مرحله آنها با دعوت محمّد صلى الله عليه و آله از همۀ پيروان مذاهب الهى روبرو شدند كه براى تشكيل جامعۀ مؤمنان، منازعات را كنار نهاده، با تمسّك به ايمان مشتركِ همۀ آنها به خداى يكتا، راه معنويّت و اخلاق الهى را در قلوب انسانها مىگشايد.
دوم: تلاش براى تشكيل يك جامعۀ يكتاپرست و زدودن تمام تعصّبهاى مذهبى
در قبال پيروان مذهب
پيامبر صلى الله عليه و آله ابتدا براى رفع اختلاف ميان مسيحيان و يهوديان كه از افكار غلط يا بىاطّلاعى آنها نشأت مىگرفت، تلاش كرد:
1 - آن هنگام كه يهوديان و مسيحيان نجران در بارۀ يهودى يا مسيحىبودن ابراهيم منازعه و ستيز كردند، محمّد صلى الله عليه و آله به آنها گفت:
«اى اهل كتاب! چرا در آيين ابراهيم مجادله مىكنيد و حال آنكه تورات و انجيل نازل نشده است؛ مگر بعد از او؟ آيا نمىانديشيد؟ بيدار باشيد! بر فرض در چيزى كه علم داريد، مجادله مىكنيد؛ چرا در آنچه به آن علم نداريد، مجادله مىكنيد؟ خدا مىداند و شما نمىدانيد. ابراهيم نه يهودى بود و نه مسيحى. او تسليم به دين حنيف بود و در شمار مشركان نبود.» 1 يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرٰاهِيمَ وَ مٰا أُنْزِلَتِ التَّوْرٰاةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ* هٰا أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ حٰاجَجْتُمْ فِيمٰا لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمٰا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللّٰهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ* مٰا كٰانَ إِبْرٰاهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لاٰ نَصْرٰانِيًّا وَ لٰكِنْ كٰانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مٰا كٰانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ . 2