335و يارانش براى دفاع از ايمانشان، شهرشان و زنان و كودكانشان در برابر هجوم لجامگسيختۀ اقوام و طوايف بتپرست عرب در ائتلاف و اتّحاد با يهوديان بنوقريظه، بنونضير و بنوقينقاع، يادى آشكار دارد.
بر مدخل ورودى پلّكان مسجد، تابلويى را ديدم كه بر آن نوشته شده بود:
«مسجد الفتح أسس عام 575 ه . - اوقاف مدينة».
اين تاريخ دقيقاً آخرين بازسازى اساسى مسجد توسّط «امير سيفالدّين حسين» را يادآورى مىكند؛ ولى از تعميرها و مرمّتهاى بعدى نشانى نيست. تنها مىتوان از تلاش اندك سعودىها در حفظ و تعميرهاى مكرّر آن نشانههايى گرفت.
رواق مسجد بر ستونى استوار نيست؛ ولى شيفتگان آثار تاريخ حيات پيامبر از مكان ستون سوم مسجد فتح كه برابر محراب فعلى مسجد است، خبر دارند و براى اداى نماز و عبادت در آن موضع خاصّ، صفها تشكيل مىشود و براى اداى نماز، به نوبت صبر و شكيبايى مىكنند.پيكرههاى 3 - 3، 4 - 3
3 / ت: مساجد خندق
در دامنۀ سمت غربى كوه سلع، زمين مسطّح و وسيعى وجود دارد كه بر اساس متون تاريخى، محلّ استقرار مسلمانان از طوايف مختلف انصار و مهاجران مكّى بوده است.
خيمهگاه محمّد صلى الله عليه و آله بر بالاى صخرهاى از بلندىهاى سمت غربى سلع و مُشرف بر قرارگاه مسلمانان بوده است كه به پيامبر صلى الله عليه و آله اين امكان را هم مىداده است تا بر مواضع شمالى مسير خندق نظاره كند. اما اينكه چه وقايع يا خاطرات موثّقى رخ داده كه موجب شده است: در زمينهاى مسطّح مذكور، مساجد ديگرى هم به غير از مسجد فتح بنا شود، مدّتها انديشۀ نگارنده را به خود مشغول مىداشت.
اگر بخواهيم از منظر ابننجّار به موضوع مورد شك بنگريم، بناى سه مسجد در اين زمين مُسطّح - كه در آن زمان نخلستانى بوده - ديده شده است. وى بىآنكه منابع تاريخى هر يك از اين مساجد را ياد كند، دو بنا را معمور و سومى را ويرانه دانسته است.