304«دع عنك مشاتمتهم! فما بيننا و بينهم أرْبى من المشاتمة». 1چون خبر اين تندخويى، دشنام و نقض عهد به پيامبر رسيد، به تصريح ابناسحاق:
«و عظم عند ذلك البلاء، و اشتدّ الخوف، و أتاهم عدوّهم من فوقهم و من اسفل منهم»
در اين موقع بود كه گرفتارى مسلمين به نهايت رسيد. ترس و بيم شدّت گرفت و دشمنان از شمال و جنوب آنها را احاطه كردند.»
با توجّه به اينكه يكى از مفاد پيمان، پيشبينى اين مسأله بود كه «در موقع بروز اختلاف و نزاع، آخرين حَكم براى رفع اختلاف، شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله خواهد بود» مسلمانان در هنگام ظهر روزى كه از مواضع دفاعى شمال مدينه بازگشتند، به سوى استحكامات بنىقريظه حركت كردند و از اين كار دو هدف داشتند:
اوّل مقاومت و دفاع در برابر مواضع بنىقريظه كه در پى پيمان با بتپرستان آن را تدارك ديده بودند.
و دوم مذاكره در امر نقض پيمان طوايف مدينه
1 - 2 / پ: لجاجت و اهانتهاى بنىقريظه
يهوديان بنىقريظه ديگر حاضر نبودند در كنار طوايف و قبايل يثرب، به صلح و صفا زندگى كنند و مسلمانان، آمادۀ رودررويى با ايشان شدند و براى مقابله با تلاشهاى خصمانهشان، به سمت آنان روى آوردند؛ ولى آنها به جاى آنكه از نقض عهدنامه پشيمانى نشان دهند، در استحكامات خود به تحكيم مواضع پرداختند و به تصريح طبرى:
«در بارۀ پيمبر سخنان زشت گفتند.» 2