297خوبى مىفهميم كه مسلمانان به قصد حمله به بنىقريظه عازم آن مناطق نشدند؛ بلكه اين بنىقريظه بودند كه با گشودن موضع جديدى عليه شهر مدينه، مسلمانان را به پيكار و رودررويى دعوت كردند. اگر تحوّلات مواضع شمالى و شمال غربى خندقها رخ نداده بود، يهوديان مزبور مصمّمانه به هدفهاى هماهنگ شدۀ خود مىپرداختند و براى قلع و قمع مردم مدينه وارد عمل مىشدند؛ ولى توقّف محاصره، و ترس مهاجمان عرب از تدبير خندق، اجراى نقشۀ بنىقريظه را نيمه تمام گذارد و مسلمانان توانستند با رساندنِ بهموقع خود در اطراف دژهاى يهوديان بنىقريظه، ابتكار عمل را از دست آنها بگيرند.
چنين اوضاعى، نتيجۀ مخاصمات همۀ طوايف عرب از بتپرست تا يهودى با اسلام بود. در نتيجه دفاع مسلمانان در برابر هجوم احزاب، ربطى به يهودى يا بتپرست بودن آنها نداشت؛ بلكه تلاش صادقانهاى براى حفظ جان و مال و خانوادههاى خود بود.
اين قريش بود كه بر اثر فريب يهوديان جزيرةالعرب، به شهر مسلمانان حملهور شده بودند و اين بنوقريظه بود كه با زير پا گذاردن همه ميثاقهاى تاريخى و طايفهاى، مدينه را به محاصره كشاند. مسلمانان در مقابل، چه مىتوانستند بكنند؛ جز اينكه راهى قلعههاى اين طايفۀ لجامگسيخته و خيانتپيشه شوند و از آنها سؤال كنند كه پس از اين چگونه مىتوانيد به حيات مسالمتآميز خود با طوايف مدينه كه در مجاورت شما زندگى مىكنند، ادامه دهيد و چه تضمينى وجود دارد كه اين خيانتها در حسّاسترين لحظههاى مرگ و زندگىِ طوايف انصار و مهاجران مقيم مدينه تكرار نشود؟
براى پاسخگويى به اين پرسشهاى تاريخى، به روزهاى نخست ورود محمّد صلى الله عليه و آله به قبا و يثرب باز مىگرديم:
ابنهشام و ابناسحاق، وقايع نخستين روزهاى پس از هجرت و ورود به مدينه را ثبت كردهاند. 1 اهمّ اين وقايع، تلاش محمّد صلى الله عليه و آله براى «اتّحاد يثرب» بود. از يك سو انصار يا مسلمانان يثرب را برادران مهاجر معرّفى نمود و رسم برادرخواندگى را ميان آنها برقرار ساخت و از سوى ديگر ميان مهاجران و انصار با يهوديان، پيمانى منعقد نمود و همه را به