293محمّد صلى الله عليه و آله چه مىتوانست بكند؟؛ در حالى كه به گفتۀ واقدى:
«بتپرستان و يهوديان، تمام حملات خود را متوجّه يك هدف (خيمۀ پيامبر) كرده بودند.» 12 - اين محاصره بيش از بيست روز، مدينه را در خود مىفشرد. محمّد بن جرير طبرى در وصف آن روزها مىنويسد:
ترسِ مسلمانان فزونى گرفت و دشمن از بالا و زير بيامد و مؤمنان گمانها ناروا كردند و نفاق منافقان نمايان شد؛ تا آنجا كه معتب بن قشير گفت:
«محمّد به ما وعده مىدهد كه گنجهاى كسرى و قيصر را مىخوريم؛ امّا به قضاى حاجت نمىتوانيم رفت.»
اوس بن قيظى در حضور مردم قوم خويش گفت:
«اى پيمبر! خانههاى ما بىحفاظ است. اجازه بده به سوى محلّۀ خويش باز گرديم.» و مسلمانان به محنت افتادند. 23 - واقدى نيز اين وضعيّت را در يك جمله چنين خلاصه كرده است:
«هنگام جنگ خندق، مسلمانان در سرما و گرسنگى شديد قرار داشتند.
حذيفة بن يمان در اين مورد گفته است:
«شبى بسيار سرد با رسول خدا كنار خندق بوديم و در آن شب، سرما و گرسنگى و ترس در ما جمع بود.»
آيا چنين وضع محنتبارى را مىتوان غزوه و عزم مسلمانان براى جنگكردن خواند؟ يا بايد دفاع اجتنابناپذير لقب داد؟
4 - مورّخان متّفقند كه پيامبر حاضر شد كه به سران غطفان، يك سوم حاصل خرماى مدينه را بدهد تا آنها دست از محاصرۀ مسلمانان بردارند. آن حضرت، دلايل