258گوشش به آههاى حزين ياران است و چشمانش اشك ديدهها را مىبيند، بُعد ديگرى از شخصيّتش او را وامىدارد تا سخن از عفو، حكمت و موعظۀ نيكو گويد! عدالت را به ياد آورد كه نبايد بيش از آنچه آنها بر تو روا داشتهاند، اعمال كنى. انتقام بد است و اگر عفو كنى و بر مصائب صبر پيشه سازى، بهتر است و خداوند آن را محبوبتر مىداند.
پيامبر آمده است تا بر آتش كينههاى عرب آبى ريزد. انسان را از عادات قبايل و طوايف برهاند و تعالى و متعالىشدن انسان را هدف قرار دهد. انتقام در وجود او نيست؛ جنگ و پيروزى و شكست، حوادث حيات دنيوى است. آنچه بايد و شايسته است، خضوع انسان در برابر خداى بزرگ است كه حسها و غريزهها را به سمت همان تعالى سوق مىدهد و مفهوم و معنى اخلاقى مىبخشد.
ابنسعد از ابومالك اين سخن را ثبت كرده است كه:
«انّ النبيّ صَلّى على قتلى أُحُد عشرة، عشرة يصلّى على حمزة مع كلّ عشرة». 1و ابنمسعود گويد: «پيامبر بيش از هفتاد نماز بر حمزه خواند.»
اين كلام بهخوبى نشان مىدهد كه مسلمانان، كشتههاى خود را ده تا ده تا آوردند و كنار جسد حمزه گذاردند تا پيامبر بر آنها و بر حمزه نماز گزارد؛ آنها را دعا كند و رحمت خدا را برايشان بخواهد. بنابر اين تمام كشتگان كه در ميدان نقش زمين بودند، به يك مكان منتقل شدند و در مجاورت يكديگر در قبرهايى كه كنده شده بود، مدفون گشتند.
ابنسعد مىگويد:
حمزه را با عبداللّٰه بن جحش در يك قبر واحد نهادند و ابوبكر، عمر، علىّ بن ابىطالب، زبير و شخص محمّد صلى الله عليه و آله براى خاكسپارى به گودى قبر رفتند و آنگاه بر كنارۀ قبر به حزن و اندوه نشستند. 2